پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای

اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

۸۸۷ شعر

فهرست اشعار

  1. غزل شمارهٔ ۱ ماییم و سرکویی، پر فتنهٔ ناپیدا
  2. غزل شمارهٔ ۲ سلام علیک، ای نسیم صبا
  3. غزل شمارهٔ ۳ گر تو طالب عشقی، غم دمادم است این‌جا
  4. غزل شمارهٔ ۴ قراری چون ندارد جانم اینجا
  5. غزل شمارهٔ ۵ شب و روز مونس من غم آن نگار بادا
  6. غزل شمارهٔ ۶ پیر ریاضت ما عشق تو بود، یارا
  7. غزل شمارهٔ ۷ چگونه دل نسپارم به صورت تو، نگارا؟
  8. غزل شمارهٔ ۸ درد سری می‌دهیم باد صبا را
  9. غزل شمارهٔ ۹ مبارک روز بود امروز، یارا
  10. غزل شمارهٔ ۱۰ در چرخ کن چو عیسی زین جا رخ طلب را
  11. غزل شمارهٔ ۱۱ بر قتل چون منی چه گماری رقیب را؟
  12. غزل شمارهٔ ۱۲ چون ندیدم خبری زین دل رنجور ترا
  13. غزل شمارهٔ ۱۳ من چه گویم جفا و جنگ ترا؟
  14. غزل شمارهٔ ۱۴ دلبرا، در دل سخت تو وفا نیست چرا؟
  15. غزل شمارهٔ ۱۵ باز کی بینم رخ آن ماه مهر افروز را؟
  16. غزل شمارهٔ ۱۶ مطرب، چو بر سماع تو کردیم گوش را
  17. غزل شمارهٔ ۱۷ پیش‌آر، ساقی، آن می چون زنگ را
  18. غزل شمارهٔ ۱۸ اگر یک سو کنی زان رخ سر زلف چو سنبل را
  19. غزل شمارهٔ ۱۹ ای زیر زلف عنبرین پوشیده مشکین خال را
  20. غزل شمارهٔ ۲۰ گر وصل آن نگار میسر شود مرا
  21. غزل شمارهٔ ۲۱ به خرابات گرو شد سر و دستار مرا
  22. غزل شمارهٔ ۲۲ چون نیست یار در غم او هیچ کس مرا
  23. غزل شمارهٔ ۲۳ حاشا که جز هوای تو باشد هوس مرا
  24. غزل شمارهٔ ۲۴ دود از دلم برآمد، دادی بده دلم را
  25. غزل شمارهٔ ۲۵ به خرابات برید از در این خانه مرا
  26. غزل شمارهٔ ۲۶ غم عشقت، ای پسر، بسوزد همی مرا
  27. غزل شمارهٔ ۲۷ آخر ای ماه پری پیکر، که چون جانی مرا
  28. غزل شمارهٔ ۲۸ زخمی، که بر دل آید ، مرهم نباشد او را
  29. غزل شمارهٔ ۲۹ آن سیه چهره که خلقی نگرانند او را
  30. غزل شمارهٔ ۳۰ نمیرد هر که در گیتی تو باشی یادگار او را
  31. غزل شمارهٔ ۳۱ چون کژ کنی به شیوه به سر بر کلاه را
  32. غزل شمارهٔ ۳۲ با که گویم سرگذشت این دل سرگشته را؟
  33. غزل شمارهٔ ۳۳ دلم در دام عشق افتاد هیلا
  34. غزل شمارهٔ ۳۴ دراز شد سفر یار دور گشتهٔ ما
  35. غزل شمارهٔ ۳۵ نه هفته‌ایست، نه ماهی، که رفته‌ای زبر ما
  36. غزل شمارهٔ ۳۶ ای چراغ چشم توفان بار ما
  37. غزل شمارهٔ ۳۷ ای غم عشق تو یار غار ما
  38. غزل شمارهٔ ۳۸ تو مشغولی به حسن خود، چه غم داری ز کار ما؟
  39. غزل شمارهٔ ۳۹ چو آشفته دیدی که شد کار ما
  40. غزل شمارهٔ ۴۰ از ما به فتنه سرمکش، ای ناگزیر ما
  41. غزل شمارهٔ ۴۱ ای پرتوِ روح‌ُالقُدُس تابان ز رخسارِ شما
  42. غزل شمارهٔ ۴۲ مرادم ار چه نخواهد روا شدن ز شما
  43. غزل شمارهٔ ۴۳ پرده بر انداخت ز رخ یار نهان گشتهٔ ما
  44. غزل شمارهٔ ۴۴ حلوای نباتست لبت، پسته دهانا
  45. غزل شمارهٔ ۴۵ ای نرگس تو فتنه و در فتنه خواب‌ها
  46. غزل شمارهٔ ۴۶ رخ خوب خویشتن را ز چه پوشی از نظرها؟
  47. غزل شمارهٔ ۴۷ باد سهند بین که : برین مرغزارها
  48. غزل شمارهٔ ۴۸ ای سفر کرده، دلم بی‌تو بفرسود،بیا
  49. غزل شمارهٔ ۴۹ سخت به حالم ز تو من، ای مدد حال بیا
  50. غزل شمارهٔ ۵۰ نوبهارست و دل پر هوس و بادهٔ ناب
  51. غزل شمارهٔ ۵۱ نیست در آبگینه آتش و آب
  52. غزل شمارهٔ ۵۲ هر بامداد روی تو دیدن چو آفتاب
  53. غزل شمارهٔ ۵۳ یا بپوش آن روی زیبا در نقاب
  54. غزل شمارهٔ ۵۴ امروز چون گذشتی برما؟ عجب، عجب!
  55. غزل شمارهٔ ۵۵ زان دوست که غمگینم، غم‌‎خوار کنش، یارب
  56. غزل شمارهٔ ۵۶ بت خورشید رخ من به گذارست امشب
  57. غزل شمارهٔ ۵۷ پس از مشقت دوشین که داشت گوش امشب؟
  58. غزل شمارهٔ ۵۸ بیار باده، که ما را به هیچ حال امشب
  59. غزل شمارهٔ ۵۹ مکن از برم جدایی، مرو از کنارم امشب
  60. غزل شمارهٔ ۶۰ مهر گسل گشت یار، عهد شکن شد حبیب

متن اشعار به نقل از گنجور.