پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳

من چه گویم جفا و جنگ ترا؟

جرم رهوار و عذر لنگ ترا؟

ز دل و جان نشانه ساخته‌ام

ناوک چشم شوخ شنگ ترا

ای نوازش کم و بهانه فراخ

لب لعل و دهان تنگ ترا

صلح را خود ببین که ما چه کنیم؟

که به جان می‌خریم جنگ ترا

دل بدزدی و زود بگریزی

ما بدانسته‌ایم ننگ ترا

رنگ خوبان ز لوح فکر بشست

اوحدی، تا بدید رنگ ترا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۵باز کی بینم رخ آن ماه مهر افروز را؟
  2. غزل شمارهٔ ۱۶مطرب، چو بر سماع تو کردیم گوش را
  3. غزل شمارهٔ ۱۷پیش‌آر، ساقی، آن می چون زنگ را
  4. غزل شمارهٔ ۱۸اگر یک سو کنی زان رخ سر زلف چو سنبل را
  5. غزل شمارهٔ ۱۹ای زیر زلف عنبرین پوشیده مشکین خال را
  6. غزل شمارهٔ ۲۰گر وصل آن نگار میسر شود مرا
  7. غزل شمارهٔ ۲۱به خرابات گرو شد سر و دستار مرا
  8. غزل شمارهٔ ۲۲چون نیست یار در غم او هیچ کس مرا
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.