پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹

ای زیر زلف عنبرین پوشیده مشکین خال را

فرخنده باشد دم بدم روی تو دیدن فال را

باری گر از درد تو من زاری کنم، عذرم بنه

چون بار مستولی شود مسکین کند حمال را

روزی همی باید مرا، مانند ماهی، تا درآن

پیش تو تقریری دهم شرح شب چون سال را

شاگرد عشقم، گر سخن گویم درین معنی سزد

چون عشق استادی کند، در گفتن آرد لال را

در بازجست سر ما چندین مکوش، ای مدعی

گر حالتی داری چون من، تا با تو گویم حال را

گر صرف مالی می‌کنی در پای او منت منه

جایی که باشد جان فدا، قدری ندارد مال را

دل چو ببندم در رخش سر چون کشم؟ کان بی‌وفا

دام دل من ساختست آن زلف همچون دال را

نشگفت اگر بال دلم، بشکست ازین سودا، که من

مرغی نمی‌دانم که او این جا نریزد بال را

با او چو گفتم درد دل، گفت: اوحدی، این شیوه تو

بسیار می‌دانی، ولی حدیست قیل و قال را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۱به خرابات گرو شد سر و دستار مرا
  2. غزل شمارهٔ ۲۲چون نیست یار در غم او هیچ کس مرا
  3. غزل شمارهٔ ۲۳حاشا که جز هوای تو باشد هوس مرا
  4. غزل شمارهٔ ۲۴دود از دلم برآمد، دادی بده دلم را
  5. غزل شمارهٔ ۲۵به خرابات برید از در این خانه مرا
  6. غزل شمارهٔ ۲۶غم عشقت، ای پسر، بسوزد همی مرا
  7. غزل شمارهٔ ۲۷آخر ای ماه پری پیکر، که چون جانی مرا
  8. غزل شمارهٔ ۲۸زخمی، که بر دل آید ، مرهم نباشد او را
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.