پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶

غم عشقت، ای پسر، بسوزد همی مرا

ترا گر خبر شدی نبدی غمی مرا

دمم می‌دهی که: من بیابم دمی دگر

گره بر دمم زدی، رها کن دمی مرا

به نام تو زیستم همه عمر و خود ز تو

نه بر دست نامه‌ای، نه بر لب نمی‌مرا

مکن بیش ازین ستم، به نیکی گرای هم

چو زخمم به دل رسید، بنه مرهمی مرا

مرا در فراق خود به پرسش عزیز کن

که هرگز نیوفتاد چنین ماتمی مرا

نخواهم به عالمی غمت را فروختن

کز آنجا میسرست چنین عالمی مرا

غم روز هجر تو بگویم یکان یکان

اگر در کف او فتد شبی محرمی مرا

کم و بیش اوحدی چو اندر سر توشد

تو نیز پرسشی بکن به بیش و کمی مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۸زخمی، که بر دل آید ، مرهم نباشد او را
  2. غزل شمارهٔ ۲۹آن سیه چهره که خلقی نگرانند او را
  3. غزل شمارهٔ ۳۰نمیرد هر که در گیتی تو باشی یادگار او را
  4. غزل شمارهٔ ۳۱چون کژ کنی به شیوه به سر بر کلاه را
  5. غزل شمارهٔ ۳۲با که گویم سرگذشت این دل سرگشته را؟
  6. غزل شمارهٔ ۳۳دلم در دام عشق افتاد هیلا
  7. غزل شمارهٔ ۳۴دراز شد سفر یار دور گشتهٔ ما
  8. غزل شمارهٔ ۳۵نه هفته‌ایست، نه ماهی، که رفته‌ای زبر ما
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.