پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵

به خرابات برید از در این خانه مرا

که دگر یاد شراب آمد و پیمانه مرا

دل دیوانه به زنجیر نبستن عجبست

که به زنجیر ببندد دل دیوانه مرا؟

می بیارید و تنم را بنشانید چو شمع

پیش آن شمع و بسوزید چو پروانه مرا

همچو گنجیست درین عالم ویران رخ او

یاد آن گنج دوانید به ویرانه مرا

بر میان از سر زلفش کمری می‌بستم

گر بدو دست رسیدی چو سرشانه مرا

هر که خواهد که به دامم کشد آسان آسان

گو: مپندار به جز خال لبش دانه مرا

سرم از شوق و دل از عشق چنین شیفته شد

تا که شد اوحدی شیفته هم خانه مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۷آخر ای ماه پری پیکر، که چون جانی مرا
  2. غزل شمارهٔ ۲۸زخمی، که بر دل آید ، مرهم نباشد او را
  3. غزل شمارهٔ ۲۹آن سیه چهره که خلقی نگرانند او را
  4. غزل شمارهٔ ۳۰نمیرد هر که در گیتی تو باشی یادگار او را
  5. غزل شمارهٔ ۳۱چون کژ کنی به شیوه به سر بر کلاه را
  6. غزل شمارهٔ ۳۲با که گویم سرگذشت این دل سرگشته را؟
  7. غزل شمارهٔ ۳۳دلم در دام عشق افتاد هیلا
  8. غزل شمارهٔ ۳۴دراز شد سفر یار دور گشتهٔ ما
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.