پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳

دلم در دام عشق افتاد هیلا

فتاده هر چه بادا باد هیلا

چو دل را در غمش فریادرس نیست

مرا از دست دل فریاد هیلا

بر آب چشم من کشتی برانید

که توفان در جهان افتاد هیلا

بده ساقی، چو کشتی ساغر می

به یاد دجلهٔ بغداد هیلا

منم وامق، تویی عذرا وفا کن

تویی شیرین منم فرهاد، هیلا

ز اشک و سوز و آه من حذر کن

که بارانست و برق و باد هیلا

چو داد بیدلان دادی، نگارا

مکن بر جان من بیداد هیلا

گر از جور تو روزی پیش سلطان

چو مظلومان بخاهم داد هیلا

مگو از تلخ و شور، ای مطرب، امروز

که خسرو دل به شیرین داد هیلا

ز قول اوحدی بر بیدلان خوان

غزلهایی که داری یاد هیلا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۵نه هفته‌ایست، نه ماهی، که رفته‌ای زبر ما
  2. غزل شمارهٔ ۳۶ای چراغ چشم توفان بار ما
  3. غزل شمارهٔ ۳۷ای غم عشق تو یار غار ما
  4. غزل شمارهٔ ۳۸تو مشغولی به حسن خود، چه غم داری ز کار ما؟
  5. غزل شمارهٔ ۳۹چو آشفته دیدی که شد کار ما
  6. غزل شمارهٔ ۴۰از ما به فتنه سرمکش، ای ناگزیر ما
  7. غزل شمارهٔ ۴۱ای پرتوِ روح‌ُالقُدُس تابان ز رخسارِ شما
  8. غزل شمارهٔ ۴۲مرادم ار چه نخواهد روا شدن ز شما
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.