پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۲

مرادم ار چه نخواهد روا شدن ز شما

به فال نیک ندارم جدا شدن ز شما

مگر اجل برهاند مرا ز عشق، ارنه

به زندگی نتوانم رها شدن ز شما

اگر ز خوی شما داشتی خبر دل من

عجب نداشتمی بی‌وفا شدن ز شما

ازین صفت که به بیگانگی همی کوشید

کرا بود طمع آشنا شدن ز شما؟

دلم بدین صفت ار پایمال غصه شود

گریختن زمن و در قفا شدن ز شما

غم شما گر ازین سان کشد گریبانم

چه پیرهن که بخواهد قبا شدن ز شما

به اوحدی طمع پارسا شدن مکنید

که بعد ازین نتوان پارسا شدن ز شما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۴۴حلوای نباتست لبت، پسته دهانا
  2. غزل شمارهٔ ۴۵ای نرگس تو فتنه و در فتنه خواب‌ها
  3. غزل شمارهٔ ۴۶رخ خوب خویشتن را ز چه پوشی از نظرها؟
  4. غزل شمارهٔ ۴۷باد سهند بین که : برین مرغزارها
  5. غزل شمارهٔ ۴۸ای سفر کرده، دلم بی‌تو بفرسود،بیا
  6. غزل شمارهٔ ۴۹سخت به حالم ز تو من، ای مدد حال بیا
  7. غزل شمارهٔ ۵۰نوبهارست و دل پر هوس و بادهٔ ناب
  8. غزل شمارهٔ ۵۱نیست در آبگینه آتش و آب
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.