پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴۸

ای سفر کرده، دلم بی‌تو بفرسود،بیا

غمت از خاک درت بیشترم سود، بیا

سود من جمله ز هجر تو زیان خواهد شد

گر زیانست درین آمدن از سود، بیا

مایهٔ راحت و آسایش دل بودی تو

تا برفتی تو دلم هیچ نیاسود بیا

ز اشتیاق تو دَرافتاد به جانم آتش

وز فراق تو درآمد به سرم دود، بیا

ریختم در طلبت هر چه دلم داشت، مرو

باختم در هوست هر چه مرا بود، بیا

گر ز بهر دل دشمن نکنی چارهٔ من

دشمنم بر دل بیچاره ببخشود، بیا

زود برگشتی و دیر آمده بودی به کفم

دیر گشت آمدنت، دیر مکن، زود بیا

کم شود مهر ز دوری دگران را لیکن

کم نشد مهر من از دوری و افزود، بیا

گر بپالودن خون دل من داری میل

اوحدی خون دل از دیده بپالود، بیا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۰نوبهارست و دل پر هوس و بادهٔ ناب
  2. غزل شمارهٔ ۵۱نیست در آبگینه آتش و آب
  3. غزل شمارهٔ ۵۲هر بامداد روی تو دیدن چو آفتاب
  4. غزل شمارهٔ ۵۳یا بپوش آن روی زیبا در نقاب
  5. غزل شمارهٔ ۵۴امروز چون گذشتی برما؟ عجب، عجب!
  6. غزل شمارهٔ ۵۵زان دوست که غمگینم، غم‌‎خوار کنش، یارب
  7. غزل شمارهٔ ۵۶بت خورشید رخ من به گذارست امشب
  8. غزل شمارهٔ ۵۷پس از مشقت دوشین که داشت گوش امشب؟
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.