پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۴

امروز چون گذشتی برما؟ عجب، عجب!

ماه نوی که گشتی پیدا، عجب، عجب!

خوبت رخست و زیبا، بنشین، نکو، نکو

شاد آمدی و خرم، فرما، عجب، عجب!

بخت من و من آسان با تو؟ بیا، بیا

خوی تو و تو ساکن باما، عجب، عجب!

چونت ز دل برآمد، جانا که بی‌رقیب

بر من گذار کردی تنها؟ عجب، عجب!

دری و دور گشته ز دریای چشم ما

ای در باز گشته ز دریا، عجب، عجب

آگاه چون نکردی ما را ز آمدن

ناگاه چون فتادی اینجا؟ عجب، عجب!

زینهاست کاوحدی به تو دادست دل چنین

زان دل چگونه آمد اینها؟ عجب، عجب!

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۶بت خورشید رخ من به گذارست امشب
  2. غزل شمارهٔ ۵۷پس از مشقت دوشین که داشت گوش امشب؟
  3. غزل شمارهٔ ۵۸بیار باده، که ما را به هیچ حال امشب
  4. غزل شمارهٔ ۵۹مکن از برم جدایی، مرو از کنارم امشب
  5. غزل شمارهٔ ۶۰مهر گسل گشت یار، عهد شکن شد حبیب
  6. غزل شمارهٔ ۶۱اشک ما آبیست روشن در هوات
  7. غزل شمارهٔ ۶۲تا قلندر نشوی راه نیابی به نجات
  8. غزل شمارهٔ ۶۳حسن خود عرضه کن، ای ماه پسندیده صفات
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.