پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰

مهر گسل گشت یار، عهد شکن شد حبیب

اصل خطر شد دوا، رای خطا زد صلیب

خوارم و بی‌وصل دوست خوار بود آدمی

زارم و بی‌روی گل زار بود عندلیب

دیر کشید، ای نگار، سوختنم ز انتظار

یا نظری بی‌ستیز، یا گذری بی‌رقیب

ما ز تو مهر و وفا خواسته‌ایم، ای صنم

نی چو کسان دگر عاشق رنگیم و طیب

نیست ز خامان عجب عشق زنخدان و لب

طبع چه جوید؟رطب، طفل چه جوید زبیب

ابروی محراب‌وش گر سوی مسجد بری

نعره برآرد امام، در غلط افتد خطیب

گر بکشم خویش را در طلب وصل تو

سود ندارد، که نیست کار برون از نصیب

چاره به جز صبر نیست، کان رخ چون آفتاب

دل برباید، مگر دیده بدوزد لبیب

دل‌منه، ای اوحدی، زانکه به شهر کسان

جور کشد بی‌سخن عاشق و آنگه غریب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۲تا قلندر نشوی راه نیابی به نجات
  2. غزل شمارهٔ ۶۳حسن خود عرضه کن، ای ماه پسندیده صفات
  3. غزل شمارهٔ ۶۴بگذاشته‌ام، تا چه کند نرگس مستت؟
  4. غزل شمارهٔ ۶۵روزگار از رخ تو شمعی ساخت
  5. غزل شمارهٔ ۶۶ترک عجمی کاکل ترکانه برانداخت
  6. غزل شمارهٔ ۶۷رخت تمکین مرا عشق به یک بار بسوخت
  7. غزل شمارهٔ ۶۸جانا، دلم ز درد فراق تو کم نسوخت
  8. غزل شمارهٔ ۶۹تا دل ما با تو کرد روی ارادت
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.