پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۹

مکن از برم جدایی، مرو از کنارم امشب

که نمی‌شکیبد از تو دل بی‌قرارم امشب

ز طرب نماند باقی، که مرا تو هم وثاقی

چو لب تو گشت ساقی نکند خمارم امشب

چه زنی صلای رفتن؟چو نماند پای رفتن

چه کنی هوای رفتن؟ که نمیگذارم امشب

به رخم چو بر گشادی در وعدها که دادی

نه شگفت اگر به شادی نفسی برآرم امشب

چو شدم وصال روزی، به توقعم چه سوزی؟

چه شود که بر فروزی دل سوگوارم امشب؟

گل بخت شد شکفته، که شوم چو بخت خفته

که تو داده‌ای نهفته بر خویش بارم امشب

اگر از هزار دستم، بکشند خوار و پستم

چو یکی همی پرستم، چه غم از هزارم امشب

دگر آرزو نجویم، پی آرزو نپویم

همه از تو شکر گویم، که تویی شکارم امشب

دل اوحدی تو داری، چو نمی‌دهی بیاری

نکنم به ترک زاری، که ز عشق زارم امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۱اشک ما آبیست روشن در هوات
  2. غزل شمارهٔ ۶۲تا قلندر نشوی راه نیابی به نجات
  3. غزل شمارهٔ ۶۳حسن خود عرضه کن، ای ماه پسندیده صفات
  4. غزل شمارهٔ ۶۴بگذاشته‌ام، تا چه کند نرگس مستت؟
  5. غزل شمارهٔ ۶۵روزگار از رخ تو شمعی ساخت
  6. غزل شمارهٔ ۶۶ترک عجمی کاکل ترکانه برانداخت
  7. غزل شمارهٔ ۶۷رخت تمکین مرا عشق به یک بار بسوخت
  8. غزل شمارهٔ ۶۸جانا، دلم ز درد فراق تو کم نسوخت
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.