پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۸

بیار باده، که ما را به هیچ حال امشب

برون نمی‌رود آن صورت از خیال امشب

به حکم آنکه ندارم حضور بی‌رخ دوست

مرا نماز حرامست و می حلال امشب

ز باده خوردن اگر منع می‌کنندم خلق

بدین سخن نتوان رفت در جوال امشب

ز عشرت و طرب و باده هیچ باقی نیست

ولی چه سود؟ که دوریم از آن جمال امشب

گرم نه وعدهٔ دیدار باز دادی دل

بلای هجر نمی‌کردم احتمال امشب

هلال، اگر نه چو ابروی یار من بودی

نکردمی نظر مهر در هلال امشب

شینیده‌ای که: بنالند عاشقان بی‌دوست؟

تو نیز عاشقی، ای اوحدی، بنال امشب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۰مهر گسل گشت یار، عهد شکن شد حبیب
  2. غزل شمارهٔ ۶۱اشک ما آبیست روشن در هوات
  3. غزل شمارهٔ ۶۲تا قلندر نشوی راه نیابی به نجات
  4. غزل شمارهٔ ۶۳حسن خود عرضه کن، ای ماه پسندیده صفات
  5. غزل شمارهٔ ۶۴بگذاشته‌ام، تا چه کند نرگس مستت؟
  6. غزل شمارهٔ ۶۵روزگار از رخ تو شمعی ساخت
  7. غزل شمارهٔ ۶۶ترک عجمی کاکل ترکانه برانداخت
  8. غزل شمارهٔ ۶۷رخت تمکین مرا عشق به یک بار بسوخت
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.