پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۱

اشک ما آبیست روشن در هوات

خود به چشم اندر نیامد اشک مات

در طوافت سعی خواهم کرد از آنک

سعی‌ها کردست گردون در صفات

خون من ریزی و دل گیری نوا

بینوایی به دلم را از نوات

ای خط سبزت برات خون من

کم نویس آن خط که مردیم از برات

دی دوایی می نبشتی از قلم

حال من نشنید و دل خون شد دوات

ای به زلف و خال چون لیل دجا

در دل و جانم غم لیلی دوجات

نزد ترکان ما ترا قدر ار چه نیست

نزد ما، ای ترک، یک دم باش مات

دل بلات ار بت پرستان میدهند

بت پرستم من، که دادم دل بلات

گر نجات از عشق جویی، اوحدی

پیش او هم، نه رهت باشد، نه جات

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶۳حسن خود عرضه کن، ای ماه پسندیده صفات
  2. غزل شمارهٔ ۶۴بگذاشته‌ام، تا چه کند نرگس مستت؟
  3. غزل شمارهٔ ۶۵روزگار از رخ تو شمعی ساخت
  4. غزل شمارهٔ ۶۶ترک عجمی کاکل ترکانه برانداخت
  5. غزل شمارهٔ ۶۷رخت تمکین مرا عشق به یک بار بسوخت
  6. غزل شمارهٔ ۶۸جانا، دلم ز درد فراق تو کم نسوخت
  7. غزل شمارهٔ ۶۹تا دل ما با تو کرد روی ارادت
  8. غزل شمارهٔ ۷۰چون گشت با تو ما را پیوند دل زیادت
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.