پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۰

چون گشت با تو ما را پیوند دل زیادت

گر هجر ما، گزینی، دوری ز حسن عادت

شبهاست تا دلم را تب دارد از غم تو

آه! از تو، گر نیایی روزی بدین عیادت

طبعت به طالع ما شد تند و تیز، ارنه

زین پیشتر نبودی بدمهر و بی‌ارادت

عشقی که نیست برتو، حربیست بی‌غنیمت

عیشی که نیست با تو، دینیست بی‌شهادت

هر چند نیست با ما مهر تو در ترقی

هر لحظه با تو ما را شوقیست در زیادت

شاگرد صورت تست آیینه در لطیفی

کین می‌کند تجلی و آن میکند اعادت

چندان که جور خواهی بر جان من همی کن

کز بندگان نیاید کاری به جز عبادت

باشد که: اوحدی را از غیب دست گیرد

آن کس که واقفست او بر غیب و بر شهادت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۲گرچه صد بارم برانند از برت
  2. غزل شمارهٔ ۷۳نیامد وقت آن کز من بخواهی عذر آزارت؟
  3. غزل شمارهٔ ۷۴ای ز لعلت قیمت یاقوت پست
  4. غزل شمارهٔ ۷۵بهار آمد و باغ پیرایه بست
  5. غزل شمارهٔ ۷۶بی تو نکردیم به جایی نشست
  6. غزل شمارهٔ ۷۷ماهی، که لبش بجای جانست
  7. غزل شمارهٔ ۷۸آمد نسیم گل به دمیدن ز چپ و راست
  8. غزل شمارهٔ ۷۹آن زخم، که از تو بر دل ماست
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.