پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۶

بی تو نکردیم به جایی نشست

با تو نشستیم به هر جا که هست

صورت خوب از چه به گیتی بسیست

چشم مرا مثل تو صورت نبست

لاف نخستین «بلی» می‌زنم

روز نخستین که تو گویی:«الست»

زلف سیه را به ازان می‌شکن

ورنه بسی دل که بخواهد شکست

موی برست از کف امید ما

وز کف موی تو نخواهیم رست

هر که کند گوش به گفتار تو

بس که به گفتار بخواهد نشست

ای که ز من صبر طلب میکنی

خود چو منی را چه بر آید ز دست؟

پند، که بی‌بادهٔ صافی دهی

کی شنود عاشق دردی پرست؟

اوحدی از عشق تو دیوانه شد

گر دگری می‌شود از عشق مست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۸آمد نسیم گل به دمیدن ز چپ و راست
  2. غزل شمارهٔ ۷۹آن زخم، که از تو بر دل ماست
  3. غزل شمارهٔ ۸۰این همه پروانه‌ها، سوخته از چپ و راست
  4. غزل شمارهٔ ۸۱پیراهن ار ز یاسمن و گل کند رواست
  5. غزل شمارهٔ ۸۲کار ما امروز زان رخ با نواست
  6. غزل شمارهٔ ۸۳مدتی شد تا دل ما صورت آن سرو راست
  7. غزل شمارهٔ ۸۴باز مخمورم، کجا شد ساقی؟ آن ساغر کجاست؟
  8. غزل شمارهٔ ۸۵یارب، این مهمان چون ماه از کجاست؟
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.