پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۳

مدتی شد تا دل ما صورت آن سرو راست

دوست میدارد، ولیکن زهرهٔ گفتن کراست؟

روی او در حسن چون ما هست، می‌گویم تمام

قد او در لطف چون سروست، بنمودیم راست

گر زبان در کام من شیرین شود چون نام او

بر زبانم رانم، سرم در معرض اندیشهاست

ای زبان، بگذر، که نام پاک او از بس شرف

در ضمیرم گر بگردد، هم نپندارم رواست

اوحدی گر مهر او ورزی،بنه گردن به جور

بیدقی را زودتر باید زدن کوشاه خواست

عاشق و درویشی اینجا، در دعا و صبر کوش

چارهٔ عاشق صبوری، کار درویشان دعاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۵یارب، این مهمان چون ماه از کجاست؟
  2. غزل شمارهٔ ۸۶ای نسیم صبح دم، یارم کجاست؟
  3. غزل شمارهٔ ۸۷نوبهارست و چمن خرم و گلزار اینجاست
  4. غزل شمارهٔ ۸۸نهان از نهان کیست؟ دلدار ماست
  5. غزل شمارهٔ ۸۹روزه‌داران را هلال عید ابروی شماست
  6. غزل شمارهٔ ۹۰تا زنده‌ایم، یاد لبش بر زبان ماست
  7. غزل شمارهٔ ۹۱لاله افیون در شراب انداختست
  8. غزل شمارهٔ ۹۲آن ترک پری چهره، که مانند فرشتست
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.