پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۲

آن ترک پری چهره، که مانند فرشتست

یارب، گل پاکش ز چه ترکیب سرشتست؟

انصاف توان داد که: با لطف وجودش

بنیاد وجود دگران از گل و خشتست

زین بیش مده وعده به فردای بهشتم

کامروز به نقد از رخ او خانه بهشتست

با قامت او هر که نشاند پس ازین سرو

بسیار کند سرزنش آن سرو که کشتست

گفتم که: بگویم به کسی درد دل خویش

از خود به جهان یک دل بی‌درد نهشتست

جان را نبود قیمت و دل چیست بر او؟

کس نام چنین ها نتوان برد، که زشتست

ای اوحدی، از سر بنهی بر خط او نه

کامروز کسی بهتر ازین خط ننوشتست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۴عالمی را دشمنی با من ز بهر روی تست
  2. غزل شمارهٔ ۹۵دلم ز هر دو جهان مهر پروریدهٔ تست
  3. غزل شمارهٔ ۹۶بنگرید این فتنه را کز نو پدیدار آمده‌ست
  4. غزل شمارهٔ ۹۷این نوبت آب دیده ز هنجار دیگرست
  5. غزل شمارهٔ ۹۸ترک گندم گون من هر دم به جنگی دیگرست
  6. غزل شمارهٔ ۹۹دل به صحرا می‌رود، در خانه نتوانم نشست
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۰صورت او را ز معنی آشنایی با دل‌ست
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۱هم ز وصف لبت زبان خجلست
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.