پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۴

عالمی را دشمنی با من ز بهر روی تست

لیکن از دشمن نمی‌ترسم، که میلم سوی تست

چارهٔ دل در فراقت جز جگر خوردن نبود

وین جگر خوردن که می‌بینم هم از پهلوی تست

سال عمرم بر مهی شد صرف و آن مه عارضت

روز عیشم بر شبی شد خرج و آن شب موی تست

بر نمی‌دارم ز زانو سر به حق دوستی

تا نگه کردم سر زلفت که بر زانوی تست

گفته‌ای: مشکل برآید کام ازین طالع ترا

مشکلی در طالع من نیست، مشکل خوی تست

بر دل بیچارگان امروز هر زخمی که هست

زان کمان سخت می‌آید که بر بازوی تست

عالمی در گفت و گوی اوحدی زان رفته‌اند

کو شب و روز اندرین عالم به گفت و گوی تست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۹۶بنگرید این فتنه را کز نو پدیدار آمده‌ست
  2. غزل شمارهٔ ۹۷این نوبت آب دیده ز هنجار دیگرست
  3. غزل شمارهٔ ۹۸ترک گندم گون من هر دم به جنگی دیگرست
  4. غزل شمارهٔ ۹۹دل به صحرا می‌رود، در خانه نتوانم نشست
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۰صورت او را ز معنی آشنایی با دل‌ست
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۱هم ز وصف لبت زبان خجلست
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۲انجمن شهر ملای گلست
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۳از جام عشق بین همه باغ و بهار مست
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.