پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۲

انجمن شهر ملای گلست

باده بیاور، که صلای گلست

نالهٔ مرغان سحرخوان به صبح

از سر عشقت، نه برای گلست

بر رخ خوبان جهان خط کشید

سبزه، که خاک کف پای گلست

باغ، که او خاک معنبر کند

سنبل او خواجه سرای گلست

پیرهن یوسف مصری، که شهر

پرصفت اوست، قبای گلست

سر به در دوست نهادند خلق

در همه سرها چو هوای گلست

اوحدی، اینها همه گفتی، ولی

با رخ آن ماه چه جای گلست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۴دل مست و دیده مست و تن بی‌قرار مست
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۵روی تو، که قبلهٔ جهانست
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۶حسن خوبان عزیز چندانست
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۷درد دلم را طبیب چاره ندانست
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۸این باغ سراسر همه پر باد وزانست
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۹عشق روی تو نه در خورد دل خام منست
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۰گر به دست آوریم دامن دوست
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۱سروی که ازو و حور و پری بار برند اوست
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.