پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۳

از جام عشق بین همه باغ و بهار مست

دوران دهر عاشق و لیل و نهار مست

ناهید در هبوط و قمر در شرف خراب

خورشید در طلوع و فلک ذره‌وار مست

مجنون و عشق خسته و ایوب و صبر زار

توفان و نوح بیدل و منصور و دار مست

چندین پیاده بنگر و چندین سوار بین

گاهی پیاده بیدل و گاهی سوار مست

معشوق پردگی و خر پرده‌دار و باز

هم پردگی و پرده و هم پرده‌دار مست

آخر ز بهر کیست، نگویی، بدین صفت؟

چندین هزار بیدل و چندین هزار مست

هشیار بود تا به کنون اوحدی ولی

آمد زمان آن که شود هوشیار مست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۵روی تو، که قبلهٔ جهانست
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۶حسن خوبان عزیز چندانست
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۷درد دلم را طبیب چاره ندانست
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۸این باغ سراسر همه پر باد وزانست
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۹عشق روی تو نه در خورد دل خام منست
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۰گر به دست آوریم دامن دوست
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۱سروی که ازو و حور و پری بار برند اوست
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۲آن بت وفا نکرد، که دل در وفای اوست
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.