پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۰۹

عشق روی تو نه در خورد دل خام منست

کاول حسن تو و آخر ایام منست

از تو دارم هوسی در دل شوریده، ولی

راه عشقت نه به پای دل در دام منست

مگرم عقل شکیبی دهد از عشق، ارنه

بس خرابی کند این جرعه، که در جام منست

من حذر می‌کنم از عشق، ولی فایده نیست

حذر از پیش بلایی، که سرانجام منست

آفت سیل به همسایه رساند روزی

سخت باریدن این ابر که بر بام منست

روزگار از دل محنت کش من کم مکناد!

درد عشق تو، که قوت سحر و شام منست

تا قبای تو بر اندام تو دیدم، ز حسد

خارشد هر سر مویی، که بر اندام منست

نامه سهلست نبشتن به تو، لیکن از کبر

هرگز آن نامه نخوانی، که درو نام منست

گرد عاشق شدن و عشق نگردد دیگر

اوحدی، گر بچشد زهر، که در کام منست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۱۱سروی که ازو و حور و پری بار برند اوست
  2. غزل شمارهٔ ۱۱۲آن بت وفا نکرد، که دل در وفای اوست
  3. غزل شمارهٔ ۱۱۳آنکه رخ عاشقان خاک کف پای اوست
  4. غزل شمارهٔ ۱۱۴مرا سر بلندی ز سودای اوست
  5. غزل شمارهٔ ۱۱۵دل بسته شد به دام دو زلف چو دال دوست
  6. غزل شمارهٔ ۱۱۶در گمانی که: به غیر از تو کسی یارم هست؟
  7. غزل شمارهٔ ۱۱۷پیداست حال مردم رند، آن چنان که هست
  8. غزل شمارهٔ ۱۱۸ماه کشمیری رخ من، از ستمکاری که هست
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.