پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۹۸

ترک گندم گون من هر دم به جنگی دیگرست

روی او را هر زمان حسنی و رنگی دیگرست

تنگهای شکر مصری بسی دیدیم، لیک

شکر شیرین دهان او ز تنگی دیگرست

از میان دلبران شنگ و گل رویان شوخ

یار ما را می‌رسد، شوخی و شنگی دیگرست

بیدلان خسته را زان زلفهای چون رسن

هر زمان در گردن دل پالهنگی دیگرست

بی‌وفا خواند مرا خود پیش ازین در عشق او

نام من بد گشته بود، این نیز ننگی دیگرست

چون بگویم: صلح کن، گوید: بگیرم در کنار

راستی صلحی چنین بنیاد جنگی دیگرست

ای نصیحت‌گو،دمی چنگ از گریبانم بدار

کین زمانم دامن خاطر به چنگی دیگرست

از کمان ابروی آن تیر بالا هر نفس

اوحدی را در دل مسکین خدنگی دیگرست

پیش ازین سنگی ز راه خویش اگر بر می‌گرفت

این زمان نتوان، که دستش زیر سنگی دیگرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۰۰صورت او را ز معنی آشنایی با دل‌ست
  2. غزل شمارهٔ ۱۰۱هم ز وصف لبت زبان خجلست
  3. غزل شمارهٔ ۱۰۲انجمن شهر ملای گلست
  4. غزل شمارهٔ ۱۰۳از جام عشق بین همه باغ و بهار مست
  5. غزل شمارهٔ ۱۰۴دل مست و دیده مست و تن بی‌قرار مست
  6. غزل شمارهٔ ۱۰۵روی تو، که قبلهٔ جهانست
  7. غزل شمارهٔ ۱۰۶حسن خوبان عزیز چندانست
  8. غزل شمارهٔ ۱۰۷درد دلم را طبیب چاره ندانست
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.