پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۷

نوبهارست و چمن خرم و گلزار اینجاست

اِرَمِ دیده و آرام دلِ زار اینجاست

بر سر خار چمن روی بمالیم چو گل

گر بدانیم که باز آن گل بی‌خار اینجاست

تن از آنجا نشکیبد، دلم اینجا چون نیست

دلم آنجا ننشیند، که مرا یار اینجاست

عجب ار تا به ابد روی رهایی بیند

این دل خسته که محبوس و گرفتار اینجاست

شکرم زان لب و سیب از رخ و نار از سینه

نفرستاد، چو دانست که: بیمار اینجاست

اگرم نیز بگوید که: دل خویش ببر

روی آوردن او نیست، که دلدار اینجاست

روی آن نیست که: این جا بنشیند بی‌کار

دل آشفتهٔ ما را، که سر و کار اینجاست

از وجود من اگر اندک و بسیاری ماند

اندک اینست که می‌بینی و بسیار اینجاست

بر من این جا تو اگر عرضه کنی هشت بهشت

ندهم دل به بهشت تو، که دیدار اینجاست

می به دست من سرگشته اگر خواهی داد

هم ازین میکده درخواه، که دستار اینجاست

هر چه در جملهٔ خوبان طلبیدی از حسن

به رخ دوست نظر کن، که به یک بار اینجاست

پیش شکّر دهنش بار شکر نگشایند

چو ببینند که: آن قند به خروار اینجاست

بجز او کس نشناسم که بجوید دل ما

بفرست، اوحدی، آن دل که خریدار اینجاست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۹روزه‌داران را هلال عید ابروی شماست
  2. غزل شمارهٔ ۹۰تا زنده‌ایم، یاد لبش بر زبان ماست
  3. غزل شمارهٔ ۹۱لاله افیون در شراب انداختست
  4. غزل شمارهٔ ۹۲آن ترک پری چهره، که مانند فرشتست
  5. غزل شمارهٔ ۹۳آن فروغ لاله یا برگ سمن، یا روی تست؟
  6. غزل شمارهٔ ۹۴عالمی را دشمنی با من ز بهر روی تست
  7. غزل شمارهٔ ۹۵دلم ز هر دو جهان مهر پروریدهٔ تست
  8. غزل شمارهٔ ۹۶بنگرید این فتنه را کز نو پدیدار آمده‌ست
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.