پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۹

آن زخم، که از تو بر دل ماست

مشنو که: به مرهمی توان کاست

کی وعده وفا کنی تو امروز؟

کامروز ترا هزار فرداست

زلفت، که به کژ روی بر آمد

با ما به وفا کجا شود راست؟

دریاب، که دست ما فرو بست

این فتنه، که از سر تو برخاست

یک روز گرم به پرسش آیی

عذرت نتوان به سالها خواست

عشق و لب لعلت، این چه سوزست

عقل و سر زلفت، این چه سود است؟

آرایش عالم از رخ تست

مشاطه رخت چه داند آراست؟

مطرب، بنواز نوبتی خوش

کامروز زمانه نوبت ماست

قولی بزن از طریق عشاق

یا خود غزلی که اوحدی راست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۱پیراهن ار ز یاسمن و گل کند رواست
  2. غزل شمارهٔ ۸۲کار ما امروز زان رخ با نواست
  3. غزل شمارهٔ ۸۳مدتی شد تا دل ما صورت آن سرو راست
  4. غزل شمارهٔ ۸۴باز مخمورم، کجا شد ساقی؟ آن ساغر کجاست؟
  5. غزل شمارهٔ ۸۵یارب، این مهمان چون ماه از کجاست؟
  6. غزل شمارهٔ ۸۶ای نسیم صبح دم، یارم کجاست؟
  7. غزل شمارهٔ ۸۷نوبهارست و چمن خرم و گلزار اینجاست
  8. غزل شمارهٔ ۸۸نهان از نهان کیست؟ دلدار ماست
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.