پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۸۱

پیراهن ار ز یاسمن و گل کند رواست

آن سرو لاله چهره، که در غنچهٔ قباست

خلقی، چو طرف، بر کمرش بسته‌اند دل

وین دولت از میانه ببینیم تا کراست؟

کرد از هوای خویش دلم گرم ذره‌وار

آن آفتاب روی، که بر بام این سراست

بر خاک پای او چه غم؟ ار صد هزار پی

آب رخم بریخت، که خون منش بهاست

چشمش چه ساحریست؟ که شرطی ز دشمنی

با من رها نکرد و همان دوستی بجاست

با من، دلا، گر سخن آن دهان مگوی

من بر شنیده‌ام سخن او، دهان کجاست؟

در جان اوحدی اگر او ناوکی نخست

چندین فغان و ناله و فریادش از چه خاست؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۸۳مدتی شد تا دل ما صورت آن سرو راست
  2. غزل شمارهٔ ۸۴باز مخمورم، کجا شد ساقی؟ آن ساغر کجاست؟
  3. غزل شمارهٔ ۸۵یارب، این مهمان چون ماه از کجاست؟
  4. غزل شمارهٔ ۸۶ای نسیم صبح دم، یارم کجاست؟
  5. غزل شمارهٔ ۸۷نوبهارست و چمن خرم و گلزار اینجاست
  6. غزل شمارهٔ ۸۸نهان از نهان کیست؟ دلدار ماست
  7. غزل شمارهٔ ۸۹روزه‌داران را هلال عید ابروی شماست
  8. غزل شمارهٔ ۹۰تا زنده‌ایم، یاد لبش بر زبان ماست
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.