پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۵

بهار آمد و باغ پیرایه بست

چمن سبز پوشید و در گل نشست

ز سرما زمین داغ بر چهره داشت

چو سبزه برست از سیاهی برست

چو بلبل در آمد به دستان ز شوق

برآید گل اکنون به هفتاد دست

بر گل بنفشه ز بیم قفا

زبان در کشیدست و افتاده پست

به بزم چمن غنچه هشیار ماند

نه چون نرگس و لاله مخمور و مست

نسیم گل از شرم بوی سمن

سحر گه ز دیوار بستان بجست

درست گل سرخ اگر شد روان

دل لاله چندین نباید شکست

یکی پنجه بگشاد بر شاخ بید

که مرغش در آمد چو ماهی بشست

اگر خرده‌ای از گل آمد پدید

به شکرانه در باخت برگی که هست

نهادیم سوسن صفت سر در آب

که بودیم چون لاله دردی پرست

کنون اوحدی گر بنالد رواست

که چون بلبلش دل به خاری بخست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۷ماهی، که لبش بجای جانست
  2. غزل شمارهٔ ۷۸آمد نسیم گل به دمیدن ز چپ و راست
  3. غزل شمارهٔ ۷۹آن زخم، که از تو بر دل ماست
  4. غزل شمارهٔ ۸۰این همه پروانه‌ها، سوخته از چپ و راست
  5. غزل شمارهٔ ۸۱پیراهن ار ز یاسمن و گل کند رواست
  6. غزل شمارهٔ ۸۲کار ما امروز زان رخ با نواست
  7. غزل شمارهٔ ۸۳مدتی شد تا دل ما صورت آن سرو راست
  8. غزل شمارهٔ ۸۴باز مخمورم، کجا شد ساقی؟ آن ساغر کجاست؟
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.