پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۴

ای ز لعلت قیمت یاقوت پست

سنبلت را دستهٔ گل زیر دست

راست کرد ایزد شکار عقل را

از سر زلف کژت، پنجاه شست

سرو، با قدی که می‌بینی چنان

ساعتی پیش تو نتواند نشست

گر جمالت را بدیدی بت ز دور

سجده کردی پیش تو چون بت پرست

یک شبم پنهان پنهان آرزوست

کندر آیی از در من مست مست

درد و چشم از خواب و سر مستی فتور

در دو زلف از تاب و دلبندی شکست

یاد می‌دار این که: تا قد تو خاست

چند خارم در دل شوریده خست

بر سر من نیست یک روزت گذار

تا در اندازم به پایت هر چه هست

خاطر ما را به گفتاری بجوی

ای که از دامت گرفتاری نجست

نیست باز از چنگل سودای تو

چون کبوتر مرغ دل را باز رَست

چون کمر گردت بسی گشت اوحدی

لیکن از چشم تو طرفی برنبست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۶بی تو نکردیم به جایی نشست
  2. غزل شمارهٔ ۷۷ماهی، که لبش بجای جانست
  3. غزل شمارهٔ ۷۸آمد نسیم گل به دمیدن ز چپ و راست
  4. غزل شمارهٔ ۷۹آن زخم، که از تو بر دل ماست
  5. غزل شمارهٔ ۸۰این همه پروانه‌ها، سوخته از چپ و راست
  6. غزل شمارهٔ ۸۱پیراهن ار ز یاسمن و گل کند رواست
  7. غزل شمارهٔ ۸۲کار ما امروز زان رخ با نواست
  8. غزل شمارهٔ ۸۳مدتی شد تا دل ما صورت آن سرو راست
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.