پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۳

نیامد وقت آن کز من بخواهی عذر آزارت؟

دلم را شربتی سازی ز لعل چاشنی دارت؟

دل از دستم برون بردی که با ما سر در آری تو

به ما سر در نیاوردی و سرها رفت در کارت

گمان بردم که می‌جوید دلت وصل مرا، لیکن

مرا کمتر بجویی تو، که می‌جویند بسیارت

هم امروز از جهان دیدن فرو بندم دو بینایی

اگر دانم که فردا من نخواهم دید دیدارت

سرم را می‌کنی پر شور و بر دل می‌نهی منت

دلم را می‌کشی در خون و بر جان می‌نهم بارت

ز روی راستی با تو ندارد سرو مانندی

که گر در بوستان آیی، بمیرد پیش رخسارت

گل وصلی به دستم چون نمی‌آید چه بودی ‌ار

کسی بودی که برکندی ز پای اوحدی خارت؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۵بهار آمد و باغ پیرایه بست
  2. غزل شمارهٔ ۷۶بی تو نکردیم به جایی نشست
  3. غزل شمارهٔ ۷۷ماهی، که لبش بجای جانست
  4. غزل شمارهٔ ۷۸آمد نسیم گل به دمیدن ز چپ و راست
  5. غزل شمارهٔ ۷۹آن زخم، که از تو بر دل ماست
  6. غزل شمارهٔ ۸۰این همه پروانه‌ها، سوخته از چپ و راست
  7. غزل شمارهٔ ۸۱پیراهن ار ز یاسمن و گل کند رواست
  8. غزل شمارهٔ ۸۲کار ما امروز زان رخ با نواست
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.