پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۲

گرچه صد بارم برانند از برت

بر نمی‌دارم سر از خاک درت

تا ابد منظور جانی، زانکه دل

در ازل کرد این نظر بر منظرت

زاهد از سرّ تو ز آن رو غافلست

کو نمی‌بیند به محراب اندرت

هر صباحی تازه گردد جان ما

از نسیم طرّهٔ جان پرورت

همچو جان وصل تو ما را در خورست

گر چه جان ما نباشد در خورت

هر چه بود اندر سر کار تو شد

خود به چیزی در نمی‌آید سرت

شیر گیران پلنگ‌ انداز را

کرد عاجز پنجهٔ زور آورت

بر نگیرد سَر ز خط امر تو

هر که شد چون اوحدی فرمان برت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۴ای ز لعلت قیمت یاقوت پست
  2. غزل شمارهٔ ۷۵بهار آمد و باغ پیرایه بست
  3. غزل شمارهٔ ۷۶بی تو نکردیم به جایی نشست
  4. غزل شمارهٔ ۷۷ماهی، که لبش بجای جانست
  5. غزل شمارهٔ ۷۸آمد نسیم گل به دمیدن ز چپ و راست
  6. غزل شمارهٔ ۷۹آن زخم، که از تو بر دل ماست
  7. غزل شمارهٔ ۸۰این همه پروانه‌ها، سوخته از چپ و راست
  8. غزل شمارهٔ ۸۱پیراهن ار ز یاسمن و گل کند رواست
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.