پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۹

تا دل ما با تو کرد روی ارادت

هیچ نیاید ز ما مخالف عادت

گر چه کم ما گرفته‌ای تو ز شوخی

عشق تو افزون شدست و مهر زیادت

رنگ سلامت ندیدم و رخ شادی

از برمن تا برفته‌ای به سعادت

آنکه ز درد جدایی تو بمیرد

زنده نداند شدن به حشر و اعادت

داروی رنج خود از طبیب نپرسم

گر تو قدم رنجه می‌کنی به عیادت

همچو شهیدان تنش به خاک نپوسد

هر که به تیغ غم تو یافت شهادت

دایه به مهرت برید ناف دل من

پس به کنارم گرفت روز ولادت

چشم تو آنجا که دست برد به دستان

سر بنهادند زیرکان به بلادت

اوحدی از درد دوری تو بنالید

با تو چو سودش نکرد صبر و جلادت

او نه به مهرت سری نهاد، که هرگز

خود ز زمین بر نداشت روی ارادت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷۱ز پاسبانی همسایه گرد بام و درت
  2. غزل شمارهٔ ۷۲گرچه صد بارم برانند از برت
  3. غزل شمارهٔ ۷۳نیامد وقت آن کز من بخواهی عذر آزارت؟
  4. غزل شمارهٔ ۷۴ای ز لعلت قیمت یاقوت پست
  5. غزل شمارهٔ ۷۵بهار آمد و باغ پیرایه بست
  6. غزل شمارهٔ ۷۶بی تو نکردیم به جایی نشست
  7. غزل شمارهٔ ۷۷ماهی، که لبش بجای جانست
  8. غزل شمارهٔ ۷۸آمد نسیم گل به دمیدن ز چپ و راست
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.