پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۲

هر بامداد روی تو دیدن چو آفتاب

ما را رسد، که بی‌تو ندیدیم روی خواب

ما را دلیست گمشده در چین زلف تو

اکنون که حال با تو بگفتیم، بازیاب

باریک تر ز موی سؤالیست در دلم

شیرین‌تر از لب تو نگوید کسی جواب

رویت ز روشنی چو بهشتست و من ز درد

در وی به حیرتم که: بهشتست یا عذاب؟

چشمم ز آب گریه به جوشست همچو دیگ

عشق آتشی همی کند آهسته زیر آب

هر دل که دید آب دو چشمم کباب شد

برآب دیده‌ای، که دل کس شود کباب؟

جز یک شراب هر دو نخوردیم، پس چرا

چشم تو مست گشت و دل اوحدی خراب؟

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۴امروز چون گذشتی برما؟ عجب، عجب!
  2. غزل شمارهٔ ۵۵زان دوست که غمگینم، غم‌‎خوار کنش، یارب
  3. غزل شمارهٔ ۵۶بت خورشید رخ من به گذارست امشب
  4. غزل شمارهٔ ۵۷پس از مشقت دوشین که داشت گوش امشب؟
  5. غزل شمارهٔ ۵۸بیار باده، که ما را به هیچ حال امشب
  6. غزل شمارهٔ ۵۹مکن از برم جدایی، مرو از کنارم امشب
  7. غزل شمارهٔ ۶۰مهر گسل گشت یار، عهد شکن شد حبیب
  8. غزل شمارهٔ ۶۱اشک ما آبیست روشن در هوات
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.