پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵۰

نوبهارست و دل پر هوس و بادهٔ ناب

حبذا روی نگار و لب کشت و سر آب

صبح برخیز و بر گل به صبوحی بنشین

چون به آواز خوش مرغ درآیی از خواب

عیش نیکوست کسی را که تواند کردن

ای توانای خردمند، چه داری؟ دریاب

اگر آن زلف تو در بردن عقل از همه روی

وی لب تو در غارت دین از همه باب

کافران روی به محراب نکردند، ولی

بکنند ار خم ابروی تو باشد محراب

اوحدی پیش تو صد نامه فرستاد از شوق

که نه آثار وفا دید و نه ایثار جواب

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵۲هر بامداد روی تو دیدن چو آفتاب
  2. غزل شمارهٔ ۵۳یا بپوش آن روی زیبا در نقاب
  3. غزل شمارهٔ ۵۴امروز چون گذشتی برما؟ عجب، عجب!
  4. غزل شمارهٔ ۵۵زان دوست که غمگینم، غم‌‎خوار کنش، یارب
  5. غزل شمارهٔ ۵۶بت خورشید رخ من به گذارست امشب
  6. غزل شمارهٔ ۵۷پس از مشقت دوشین که داشت گوش امشب؟
  7. غزل شمارهٔ ۵۸بیار باده، که ما را به هیچ حال امشب
  8. غزل شمارهٔ ۵۹مکن از برم جدایی، مرو از کنارم امشب
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.