پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۷

ای غم عشق تو یار غار ما

جز غمت خود کس نزیبد یار ما

کار ما با غم حوالت کرده‌ای

نی، به این‌ها برنیاید کارما

در ازل جان دل به مهرت داد و این

تا ابد مهریست بر رخسار ما

ما همان اقرار اول می‌کنیم

گر دو گیتی می‌کنند انکار ما

ساقی، از رندان حریفی را بخوان

تا به می بفروشد این دستار ما

می بیار و خرقهٔ ما را بکن

تا ببیند مدعی زنار ما

علم نیک و بد چو جای دیگرست

این تفاوت چیست در پندار ما؟

زاهدان فردا چه گویندار خدای؟

سهل گیرد کار برخمار ما

تا رضای او نباشد، اوحدی

توبه بی‌کارست و استغفار ما

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳۹چو آشفته دیدی که شد کار ما
  2. غزل شمارهٔ ۴۰از ما به فتنه سرمکش، ای ناگزیر ما
  3. غزل شمارهٔ ۴۱ای پرتوِ روح‌ُالقُدُس تابان ز رخسارِ شما
  4. غزل شمارهٔ ۴۲مرادم ار چه نخواهد روا شدن ز شما
  5. غزل شمارهٔ ۴۳پرده بر انداخت ز رخ یار نهان گشتهٔ ما
  6. غزل شمارهٔ ۴۴حلوای نباتست لبت، پسته دهانا
  7. غزل شمارهٔ ۴۵ای نرگس تو فتنه و در فتنه خواب‌ها
  8. غزل شمارهٔ ۴۶رخ خوب خویشتن را ز چه پوشی از نظرها؟
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.