پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۱

به خرابات گرو شد سر و دستار مرا

طلبم کن ز خرابات و به دست آر مرا

بفغانند مغان از من و از زاری من

شاید از پیر مغان هم ندهد بار مرا

ساخت اندر دل ما یار خراباتی جای

ز خرابات به جایی مبر، ای یار، مرا

اندر آمد شب و تا صومعه، زین جا که منم

راه دورست، درین میکده بگذار مرا

مستم از عشق و خراب از می و بیهوش از دوست

دستگیری کن و امروز نگه دار مرا

رندیی کان سبب کم زنی من باشد

به ز زهدی که شود موجب پندار مرا

جای من دور کن از حلقهٔ این مدعیان

که بدیشان نتوان دوخت به مسمار مرا

برتن از عشق چو پَر، فایده بندی دارم

پند بی‌فایده در دل نکند کار مرا

گر از این کار زیانم برسد، باکی نیست

اوحدی، سود ندارد، مکن انکار مرا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۲۳حاشا که جز هوای تو باشد هوس مرا
  2. غزل شمارهٔ ۲۴دود از دلم برآمد، دادی بده دلم را
  3. غزل شمارهٔ ۲۵به خرابات برید از در این خانه مرا
  4. غزل شمارهٔ ۲۶غم عشقت، ای پسر، بسوزد همی مرا
  5. غزل شمارهٔ ۲۷آخر ای ماه پری پیکر، که چون جانی مرا
  6. غزل شمارهٔ ۲۸زخمی، که بر دل آید ، مرهم نباشد او را
  7. غزل شمارهٔ ۲۹آن سیه چهره که خلقی نگرانند او را
  8. غزل شمارهٔ ۳۰نمیرد هر که در گیتی تو باشی یادگار او را
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.