پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶

مطرب، چو بر سماع تو کردیم گوش را

راهی بزن، که ره بزند عقل و هوش را

ابریشمی بساز و ازین حلقه پنبه کن

نقل حضور صوفی پشمینه پوش را

جامی بیار، ساقی، از آن بادهای خام

وز عکس او بسوز من نیم جوش را

بر لوح دل نقوش پریشان کشیده‌ایم

جامی بده، که محو کنیم این نقوش را

ما را به می بشوی، چنان کز صفای ما

غیرت بود مشایخ طاعت فروش را

بر ما ملامت دگران از کدورتست

صافی ملامتی نکند در نوش را

با مدعی بگوی که: ما را مگوی وعظ

کاگنده‌ایم سمع نصیحت نیوش را

ای باد صبح، نیک خراشیده خاطریم

لطفی بکن، به دوست رسان این خروش را

گرمی کند به خلوت ما آن پری گذر

بگذار تا گذار نباشد سروش را

شد نوش ما چو زهر ز هجران او، ولی

زهر آن چنان خوریم به یادش که نوش را

ای اوحدی، بگوی سخن، تا بداندت

دشمن، که بی‌بصر نشناسد خموش را

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۸اگر یک سو کنی زان رخ سر زلف چو سنبل را
  2. غزل شمارهٔ ۱۹ای زیر زلف عنبرین پوشیده مشکین خال را
  3. غزل شمارهٔ ۲۰گر وصل آن نگار میسر شود مرا
  4. غزل شمارهٔ ۲۱به خرابات گرو شد سر و دستار مرا
  5. غزل شمارهٔ ۲۲چون نیست یار در غم او هیچ کس مرا
  6. غزل شمارهٔ ۲۳حاشا که جز هوای تو باشد هوس مرا
  7. غزل شمارهٔ ۲۴دود از دلم برآمد، دادی بده دلم را
  8. غزل شمارهٔ ۲۵به خرابات برید از در این خانه مرا
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.