پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲

چون ندیدم خبری زین دل رنجور ترا

در سپردم به خدا، ای ز خدا دور، ترا

شاد نابوده ز وصل تو من و نابوده

توجفا کرده و من داشته معذور ترا

صورت پاک ترا از نظر پاک مپوش

که به جز دیدهٔ پاکان ندهد نور ترا

گر ز دیدار تو آگاه شوند اهل بهشت

سر مویی نفروشند به صد حور ترا

ای که رنجی نکشیدی و ندیدی ستمی

چه غم از حال ستم‌دیدهٔ رنجور ترا؟

تو که چون من ننشستی به غمی روز دراز

سخت کوتاه نماید شب دیجور ترا

اوحدی را ز نظر دور مدار، ای دل و جان

که دلارام ترا دارد و منظور ترا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۴دلبرا، در دل سخت تو وفا نیست چرا؟
  2. غزل شمارهٔ ۱۵باز کی بینم رخ آن ماه مهر افروز را؟
  3. غزل شمارهٔ ۱۶مطرب، چو بر سماع تو کردیم گوش را
  4. غزل شمارهٔ ۱۷پیش‌آر، ساقی، آن می چون زنگ را
  5. غزل شمارهٔ ۱۸اگر یک سو کنی زان رخ سر زلف چو سنبل را
  6. غزل شمارهٔ ۱۹ای زیر زلف عنبرین پوشیده مشکین خال را
  7. غزل شمارهٔ ۲۰گر وصل آن نگار میسر شود مرا
  8. غزل شمارهٔ ۲۱به خرابات گرو شد سر و دستار مرا
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.