پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۳

گر تو طالب عشقی، غم دمادم است این‌جا

ور نشانه می‌پرسی، رشته سر گم است این‌جا

چون درین مقام آیی گوش کن که در راهت

ز آب چشم مظلومان، چاه زمزم است این‌جا

چیست جرم ما، گویی کز حریف ناهمتا

هر کجا که بنشینی، گو که کژدم است این‌جا

جو فروشْ مفتی را از نماز و از روزه

رنگ چهره‌ای گاهی، بهر گندم است این‌جا

گر حریف مایی تو، ما و کنج میخانه

ور ز عشق می‌پرسی، عشق در خم است این‌جا

چون‌ که بنده فرمانی، پیش حاکم مطلق

سربنه، که هر ساعت صد تحکم است این‌جا

همچو دیو بگریزی، چون زمردت پرسم

گر تو مردمی، بالله، خود چه مردم است این‌جا

هم بسوزدت روزی، گرچه نیک خامی تو

کین تنور چون پر شد سنگ هیزم است این‌جا

اوحدی، تو را از چه نان نمی‌فروشد کس؟

گر نه نام بوبکری، با تو در غم است این‌جا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۵شب و روز مونس من غم آن نگار بادا
  2. غزل شمارهٔ ۶پیر ریاضت ما عشق تو بود، یارا
  3. غزل شمارهٔ ۷چگونه دل نسپارم به صورت تو، نگارا؟
  4. غزل شمارهٔ ۸درد سری می‌دهیم باد صبا را
  5. غزل شمارهٔ ۹مبارک روز بود امروز، یارا
  6. غزل شمارهٔ ۱۰در چرخ کن چو عیسی زین جا رخ طلب را
  7. غزل شمارهٔ ۱۱بر قتل چون منی چه گماری رقیب را؟
  8. غزل شمارهٔ ۱۲چون ندیدم خبری زین دل رنجور ترا
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.