پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۴

قراری چون ندارد جانم اینجا

دل خود را چه می‌رنجانم اینجا؟

سر عاشق کله‌داری نداند

بنه کفشی، که من مهمانم اینجا

مرا گفتی: کز آنجا آگهی چیست؟

چه می‌پرسی، که من حیرانم اینجا

نه او پنهان شد از چشمم، که من نیز

ز چشم مدعی پنهانم اینجا

اگر بتوان حدیثی گوی از آن روی

که من بی‌روی او نتوانم اینجا

نگارینی که سرگرداند از من

نگردانی، که سرگردانم اینجا

مرا با دوست پیمانی قدیمست

بدان پیوند و آن پیمانم اینجا

ز زلفش بر دماغم هست بویی

چنین زنده به بوی آنم اینجا

به درد اوحدی دلشاد گشتم

که آن لب می‌کند درمانم اینجا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۶پیر ریاضت ما عشق تو بود، یارا
  2. غزل شمارهٔ ۷چگونه دل نسپارم به صورت تو، نگارا؟
  3. غزل شمارهٔ ۸درد سری می‌دهیم باد صبا را
  4. غزل شمارهٔ ۹مبارک روز بود امروز، یارا
  5. غزل شمارهٔ ۱۰در چرخ کن چو عیسی زین جا رخ طلب را
  6. غزل شمارهٔ ۱۱بر قتل چون منی چه گماری رقیب را؟
  7. غزل شمارهٔ ۱۲چون ندیدم خبری زین دل رنجور ترا
  8. غزل شمارهٔ ۱۳من چه گویم جفا و جنگ ترا؟
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.