پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۵

شب و روز مونس من غم آن نگار بادا

سر من بر آستان سر کوی یار بادا

دلش ارچه با دل من به وفا یکی نگردد

به رخش تعلق من، نه یکی، هزار بادا

چو رضای او در آنست که دردمند باشم

غم و درد او نصیب من دردخوار بادا

ز ملامت رقیبان نکند گذار بر من

که بت من از رقیبان به منش گذار بادا

سخن کنار پر خون که مراست هم بگویم

به میان لاغر او، که درین کنار بادا

چو به اختیار کردم دل و جان فدای آن رخ

گر ازو کنم جدایی نه به اختیار بادا

به من، ای صبا، نسیمی ز بهار دولت او

برسان، که سال و ماهت همه نو بهار بادا

چه کند مرا رقیبش همه سال دور از آن رخ؟

که چو من به درد دوری همه ساله زار بادا

لب او چو باز پرسد دل عاشقان خود را

دل ریش اوحدی نیز در آن شمار بادا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۷چگونه دل نسپارم به صورت تو، نگارا؟
  2. غزل شمارهٔ ۸درد سری می‌دهیم باد صبا را
  3. غزل شمارهٔ ۹مبارک روز بود امروز، یارا
  4. غزل شمارهٔ ۱۰در چرخ کن چو عیسی زین جا رخ طلب را
  5. غزل شمارهٔ ۱۱بر قتل چون منی چه گماری رقیب را؟
  6. غزل شمارهٔ ۱۲چون ندیدم خبری زین دل رنجور ترا
  7. غزل شمارهٔ ۱۳من چه گویم جفا و جنگ ترا؟
  8. غزل شمارهٔ ۱۴دلبرا، در دل سخت تو وفا نیست چرا؟
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.