پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱

ماییم و سرکویی، پر فتنهٔ ناپیدا

آسوده درو والا، آهسته درو شیدا

در وی سر سرجویان گردان شده از گردن

در وی دل جانبازان تنها شده از تن ها

بر لالهٔ بستانش مجنون شده صد لیلی

بر ماه شبستانش وامق شده صد عذرا

خوانیست درین خانه، گسترده به خون دل

لوزینهٔ او وحشت، پالودهٔ او سودا

با نقد خریدارش آینده خه از رفته

با نسیهٔ بازارش امروز پس از فردا

گر کوی مغانست این؟ چندین چه فغانست این؟

زین چند و چرا بگذر، تا فرد شوی یکتا

رسوایی فرق خود در فوطهٔ رزق خود

کم‌پوش، که خواهد شد پوشیدهٔ ما رسوا

گر زانکه ندانستی، برخیز و طلب می‌کن

ور زانکه بدانستی، این راز مکن پیدا

ای اوحدی، ار دریا گردی، مکن این شورش

زیرا که پس از شورش گوهر ندهد دریا

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۳گر تو طالب عشقی، غم دمادم است این‌جا
  2. غزل شمارهٔ ۴قراری چون ندارد جانم اینجا
  3. غزل شمارهٔ ۵شب و روز مونس من غم آن نگار بادا
  4. غزل شمارهٔ ۶پیر ریاضت ما عشق تو بود، یارا
  5. غزل شمارهٔ ۷چگونه دل نسپارم به صورت تو، نگارا؟
  6. غزل شمارهٔ ۸درد سری می‌دهیم باد صبا را
  7. غزل شمارهٔ ۹مبارک روز بود امروز، یارا
  8. غزل شمارهٔ ۱۰در چرخ کن چو عیسی زین جا رخ طلب را
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.