پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۴

ای ماه سر نهاده از مهر بر زمینت

صد مشتری درخشان از زهرهٔ جبینت

کار تو دل فروزی، شغل تو دیده دوزی

دین تو بنده سوزی، ای من غلام دینت

هر چنبری چو ماری، هر شقه‌ای تتاری

هر حلقه زنگباری، از طره بر جبینت

غم نیست گر شد آبم، یا هجر داد تابم

از بوسه گر بیابم، دستی بر آستینت

سحرست و بی‌وفایی، این حسن و دلربایی

ختم آن گر نمایی، بر خاتم جبینت

زان دست پاک طاهر، نور نگار ظاهر

ای زینت جواهر، زان ساعد سمینت

خود را زمن چه پوشد؟ جام صفا چو نوشد؟

در یاس من چه کوشد؟ روی چو یاسمینت

آشوب عقل و جانی، آرایش جهانی

چون ماه آسمانی، ای آسمان زمینت

گر چه ز خوب چهری، چون اختر سپهری

با دیگران به مهری، با اوحدیست کینت

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۶۶بد میکنند مردم زان بی‌وفا حکایت
  2. غزل شمارهٔ ۱۶۷ای شب تیره فرع گیسیویت
  3. غزل شمارهٔ ۱۶۸بیا، که دیدن رویت مبارکست صباح
  4. غزل شمارهٔ ۱۶۹روزم خجسته بود، که دیدم ز بامداد
  5. غزل شمارهٔ ۱۷۰باز بالای تو ما را در بلا خواهد نهاد
  6. غزل شمارهٔ ۱۷۱هیچ اربه صید دلها در زلف تابت افتد
  7. غزل شمارهٔ ۱۷۲ز هجر او دل من هر زمان به دست غم افتد
  8. غزل شمارهٔ ۱۷۳چون بگذری دلم به تپیدن در اوفتد
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.