پرش به محتوای اصلی
اوحدی مراغه‌ای اوحدی مراغه‌ای

غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۲

ای دل، از هجران او زارم همی باید گریست

تر ک خفتن کن، که بیدارم همی باید گریست

در بلا پیوسته یارم بوده‌ای، امروز نیز

یاریی‌ده، کز غم یارم همی باید گریست

بار دیگر بر دل ریش منست از هجر او

آن چنان باری که صد بارم همی باید گریست

خار و خون می‌دارم اندر دل ز چشم مست او

با دل پرخون و پرخارم همی باید گریست

چاره کردم تا: دلش بر من بسوزد ساعتی

چون نمی‌سوزد، به ناچارم همی باید گریست

طالعی دارم، که بر من خار گرداند سمن

بر چینین طالع، که من دارم، همی باید گریست

دوری از دلدار بد کارست و من خود کرده‌ام

لاجرم هم خود بدین کارم همی باید گریست

آخر، ای چشم، این چه توفانست؟ خونم ریختی

اندکی کمتر، که بسیارم همی باید گریست

چند شب چون دیگران نالیدم از هجرش، کنون

چند روزی اوحدی‌وارم همی باید گریست

ادامه‌ی غزلیات

  1. غزل شمارهٔ ۱۲۴ز ما بودی، جدا بودن روا نیست
  2. غزل شمارهٔ ۱۲۵جز نقش تو در خیال ما نیست
  3. غزل شمارهٔ ۱۲۶ای مدعی، دلت گر ازین باده مست نیست
  4. غزل شمارهٔ ۱۲۷چه دستها، که ز دست غم تو بر سر نیست؟
  5. غزل شمارهٔ ۱۲۸ای آنکه پیشهٔ تو به جز کبر و ناز نیست
  6. غزل شمارهٔ ۱۲۹هم خانه‌ایم، روی گرفتن حلال نیست
  7. غزل شمارهٔ ۱۳۰گر سری در سر کار تو شود چندان نیست
  8. غزل شمارهٔ ۱۳۱عاشقان صورت او را ز جان اندیشه نیست
همه‌ی غزلیات ←

اوحدی مراغه‌ای درباره‌ی اوحدی مراغه‌ای

رکن‌الدین اوحدی اصفهانی مراغه‌ای (۶۷۳– ۷۳۸ قمری) عارف و شاعر پارسی‌گوی ایران در قرن هشتم هجری است. وی در مراغه به دنیا آمد و در همین شهر نیز چشم از جهان فروبست و به خاک سپرده شد.

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.