پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی

محتشم کاشانی

غزلیات

۶۰۱ شعر

فهرست اشعار

  1. شمارهٔ ۲۴۱ مهی که شمع رخش نور دیدهٔ من بود
  2. شمارهٔ ۲۴۲ دردا که وصل یار به جز یک نفس نبود
  3. شمارهٔ ۲۴۳ گر شود پامال هجر این تن همان گیرم نبود
  4. شمارهٔ ۲۴۴ دی به شیرین‌عشوه هر دم سوی من دیدن چه بود
  5. شمارهٔ ۲۴۵ دی ز شوخی بر من آن توسن دوانیدن چه بود
  6. شمارهٔ ۲۴۶ یک دم ای سرو ز غمهای تو آزاد که بود
  7. شمارهٔ ۲۴۷ جز من آن کس که به وصل تو نشد شاد که بود
  8. شمارهٔ ۲۴۸ در شکار امروز صید آهوان او که بود
  9. شمارهٔ ۲۴۹ بر هر دلی که بند نهاد از نگاه خود
  10. شمارهٔ ۲۵۰ سیه چشمی که شادم داشت گاهی از نگاه خود
  11. شمارهٔ ۲۵۱ ز بس که نور ز حسن تو در جهان بدود
  12. شمارهٔ ۲۵۲ اول منزل عشقست بیابان فنا
  13. شمارهٔ ۲۵۳ دست به دست همچو گل آن بت مست می‌رود
  14. شمارهٔ ۲۵۴ آن که اشگم از پیش منزل به منزل می‌رود
  15. شمارهٔ ۲۵۵ باز ما را جان به استقبال جانان می‌رود
  16. شمارهٔ ۲۵۶ آن مه که صورتش ز مقابل نمی‌رود
  17. شمارهٔ ۲۵۷ از بادهٔ لاله تو چو در ژاله می‌رود
  18. شمارهٔ ۲۵۸ اگر شراب خوری صد جگر کباب شود
  19. شمارهٔ ۲۵۹ پیش او نیک و بد عاشق اگر ظاهر شود
  20. شمارهٔ ۲۶۰ چو کار به رغم از امید وصل تنگ شود
  21. شمارهٔ ۲۶۱ چشمم چو روز واقعه در خواب می‌شود
  22. شمارهٔ ۲۶۲ حسن را گر ناز او کالای دکان می‌شود
  23. شمارهٔ ۲۶۳ رهی دارم که از دوری به پایان دیر می‌آید
  24. شمارهٔ ۲۶۴ صبا از کشور آن پاکدامان دیر می‌آید
  25. شمارهٔ ۲۶۵ به گوشم مژدهٔ وصل از در و دیوار می‌آید
  26. شمارهٔ ۲۶۶ سخن کز حال خود گویم ز حرفم بوی درد آید
  27. شمارهٔ ۲۶۷ به خاکم آن بت اگر با رقیب درگذر آید
  28. شمارهٔ ۲۶۸ ز خانه ماه به ماه آفتاب من بدر آید
  29. شمارهٔ ۲۶۹ قضا از آسمان هرگه در بیداد بگشاید
  30. شمارهٔ ۲۷۰ غمزه‌اش دست چو بر غارت جان بگشاید
  31. شمارهٔ ۲۷۱ ازین لیلی و شانم خاطر ناشاد نگشاید
  32. شمارهٔ ۲۷۲ گر از درج دهانش دم زنم از من به تنگ آید
  33. شمارهٔ ۲۷۳ خوش آن بیداد کز فریاد من جانان برون آید
  34. شمارهٔ ۲۷۴ به اقبال از سفر چون مرکب آن نازنین آید
  35. شمارهٔ ۲۷۵ به قد فتنه گر چون در خرام آن نازنین آید
  36. شمارهٔ ۲۷۶ چو غافل از اجل صیدی سوی صیاد می‌آید
  37. شمارهٔ ۲۷۷ به مرگ کوه کن کَز وِی المها یاد می‌آید
  38. شمارهٔ ۲۷۸ با وجود آن که پیوند آن پری از من برید
  39. شمارهٔ ۲۷۹ عرق از برگ گل انگیختنش را نگرید
  40. شمارهٔ ۲۸۰ قاصد رساند مژده که جانان ما رسید
  41. شمارهٔ ۲۸۱ سرو خرامان من طره پریشان رسید
  42. شمارهٔ ۲۸۲ ز خواب دیده گشاد و ز رخ نقاب کشید
  43. شمارهٔ ۲۸۳ زاهدان منع ز دیر و می نابم مکنید
  44. شمارهٔ ۲۸۴ خبر از رفتن آن سرو روانم مدهید
  45. شمارهٔ ۲۸۵ کنم چو شرح غم او سواد بر کاغذ
  46. شمارهٔ ۲۸۶ ای زهر خندهٔ تو چو شهد و شکر لذیذ
  47. شمارهٔ ۲۸۷ ای شربت جفای تو هم تلخ و هم لذیذ
  48. شمارهٔ ۲۸۸ بس که چون باران نیسان ای سحاب خوش مطر
  49. شمارهٔ ۲۸۹ بر مه روی تو خط مشگ بار
  50. شمارهٔ ۲۹۰ چنین که من ز تو خود را نموده‌ام بیزار
  51. شمارهٔ ۲۹۱ تا شده ای گل به تو اغیار یار
  52. شمارهٔ ۲۹۲ زهی ز سلطنتت روزگار منت دار
  53. شمارهٔ ۲۹۳ افکنده ره به کلبهٔ درویش خاکسار
  54. شمارهٔ ۲۹۴ پیشت از سهوی که کردم ای خدیو کامکار
  55. شمارهٔ ۲۹۵ تا به سر منزل چشمم کنی ای سرو گذار
  56. شمارهٔ ۲۹۶ زین بیشتر رکاب ستم سر گران مدار
  57. شمارهٔ ۲۹۷ ای طور تو را جهان خریدار
  58. شمارهٔ ۲۹۸ دانم اگر از دلبری قانع به جانی ای پسر
  59. شمارهٔ ۲۹۹ دور از تو خاک ره ز جنون می‌کنم به سر
  60. شمارهٔ ۳۰۰ شطرنج صحبت من و آن مایهٔ سرور

متن اشعار به نقل از گنجور.