پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۹

پیش او نیک و بد عاشق اگر ظاهر شود

مدت هجر من و وصل رقیب آخر شود

بوده ذاتی هم که چون یابد مجال گفتگوی

یک حدیثی موجب آزار صد خاطر شود

ذره‌ای قدرت ندارد خصم و می آزاردم

وای گر مثل تو برآزار من قادر شود

هرچه از ما گفت در غیبت رقیب روسیه

خود بر او خواهد شدن اکنون اگر حاضر شود

نی حدیثی میکنی باور نه سوگندی قبول

جای آن دارد که از دستت کسی کافر شود

صد زبان گر با شدم چون بید گویم شکر تو

بند بندم کن خلاف آن اگر ظاهر شود

محتشم پیشش بافسون غیر جای خود گرفت

لیک کار من نخواهد کرد اگر ساحر شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۱چشمم چو روز واقعه در خواب می‌شود
  2. شمارهٔ ۲۶۲حسن را گر ناز او کالای دکان می‌شود
  3. شمارهٔ ۲۶۳رهی دارم که از دوری به پایان دیر می‌آید
  4. شمارهٔ ۲۶۴صبا از کشور آن پاکدامان دیر می‌آید
  5. شمارهٔ ۲۶۵به گوشم مژدهٔ وصل از در و دیوار می‌آید
  6. شمارهٔ ۲۶۶سخن کز حال خود گویم ز حرفم بوی درد آید
  7. شمارهٔ ۲۶۷به خاکم آن بت اگر با رقیب درگذر آید
  8. شمارهٔ ۲۶۸ز خانه ماه به ماه آفتاب من بدر آید
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.