پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۷

به خاکم آن بت اگر با رقیب درگذر آید

ز مضطرب شدن من زمین به لرزه درآید

به دشت و کوه چو از داغ عشق گریم و نالم

ز خاک لاله بروید ز سنگ ناله برآید

ز غمزه تیر نگه دیر در کمان نهد آن مه

ولی هنوز بود در کمان که بر جگر آید

نشانه گم شود از غایت هجوم نظرها

چو تیر غمزه آن شوخ از کمان بدر آید

گمان می کشی اش آتشم به خرمن جان زد

نعوذبالله از آن دم که مست در نظر آید

تو را به بر من کوتاه دست چون کشم آسان

که با خیال تو دستم به زور در کمر آید

زمانه خوی تو دارد که تیزتر کند از کین

به جان محتشم آن نیشتر که پیشتر آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۹قضا از آسمان هرگه در بیداد بگشاید
  2. شمارهٔ ۲۷۰غمزه‌اش دست چو بر غارت جان بگشاید
  3. شمارهٔ ۲۷۱ازین لیلی و شانم خاطر ناشاد نگشاید
  4. شمارهٔ ۲۷۲گر از درج دهانش دم زنم از من به تنگ آید
  5. شمارهٔ ۲۷۳خوش آن بیداد کز فریاد من جانان برون آید
  6. شمارهٔ ۲۷۴به اقبال از سفر چون مرکب آن نازنین آید
  7. شمارهٔ ۲۷۵به قد فتنه گر چون در خرام آن نازنین آید
  8. شمارهٔ ۲۷۶چو غافل از اجل صیدی سوی صیاد می‌آید
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.