پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۰

غمزه‌اش دست چو بر غارت جان بگشاید

فتنه صد ناوک پر کش ز کمان بگشاید

گر اشارت کند آن غمزه به فصاد نظر

در شب تار به مژگان رگ جان بگشاید

زان اشارت به عبارت چه رسد نوبت حرف

سحر بندد لب و اعجاز زبان بگشاید

با ته پیرهنش چون ببر آرم که فتد

رعشه بر دست تصرف چو میان بگشاید

سازدم چون تف صحرای جنون سایه طلب

مرغ غم بال کران تا به کران بگشاید

بهر خاشاک دل ما شده گرداب بلا

اژدهائی که پی طعمه دهان بگشاید

صبح محشر نفس صور چو افتد به شمار

دادخواهان تو را راه فغان بگشاید

تا شه وصل به دولت نزند تخت دوام

کی در مملکت امن و امان بگشاید

باد سرگشته به راه غمت آن سست قدم

که چو پر کار بهم کام گران بگشاید

مدعی را ببر آن گونه به گردون که دلم

رشته از بال و پر مرغ کمان بگشاید

می بکش با کس و مگذار که آه من زار

پرده از چهرهٔ صد راز نهان بگشاید

کاه دیوار شدن محتشم اولیست که عشق

کوچه‌ای هست که راه تو از آن بگشاید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۲گر از درج دهانش دم زنم از من به تنگ آید
  2. شمارهٔ ۲۷۳خوش آن بیداد کز فریاد من جانان برون آید
  3. شمارهٔ ۲۷۴به اقبال از سفر چون مرکب آن نازنین آید
  4. شمارهٔ ۲۷۵به قد فتنه گر چون در خرام آن نازنین آید
  5. شمارهٔ ۲۷۶چو غافل از اجل صیدی سوی صیاد می‌آید
  6. شمارهٔ ۲۷۷به مرگ کوه کن کَز وِی المها یاد می‌آید
  7. شمارهٔ ۲۷۸با وجود آن که پیوند آن پری از من برید
  8. شمارهٔ ۲۷۹عرق از برگ گل انگیختنش را نگرید
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.