پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۳

خوش آن بیداد کز فریاد من جانان برون آید

نفیر دادخواهان سر کشد سلطان برون آید

به عزم بزم خاصش گیرم آن دم دامن رعنا

که داد دادخواهان داده از ایوان برون آید

فلک هم در طلب سرگشته خواهد گشت تا دیگر

چنین ماهی ازین نیلوفری ایوان برون اید

خوش آن ساعت که از اطراف صحرا سر زند گردی

چو گرد از هم بپاشد محمل جانان برون آید

امان ده یکدم ای ماه مخالف حسبة لله

که طوفان خورده‌ای از ورطهٔ طوفان برون آید

غم جانم مخور ای همنشین اینک رسید آن کس

که آن شاه جهان از چشمهٔ حیوان برون آید

به مجلس محتشم را باز خندان می‌برد آن گل

معاذالله اگر این بار هم گریان برون آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۵به قد فتنه گر چون در خرام آن نازنین آید
  2. شمارهٔ ۲۷۶چو غافل از اجل صیدی سوی صیاد می‌آید
  3. شمارهٔ ۲۷۷به مرگ کوه کن کَز وِی المها یاد می‌آید
  4. شمارهٔ ۲۷۸با وجود آن که پیوند آن پری از من برید
  5. شمارهٔ ۲۷۹عرق از برگ گل انگیختنش را نگرید
  6. شمارهٔ ۲۸۰قاصد رساند مژده که جانان ما رسید
  7. شمارهٔ ۲۸۱سرو خرامان من طره پریشان رسید
  8. شمارهٔ ۲۸۲ز خواب دیده گشاد و ز رخ نقاب کشید
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.