پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۵

به قد فتنه گر چون در خرام آن نازنین آید

ز شوق آن قد و رفتار جنبش در زمین آید

چو آید بعد ایامی برون خلقی فتد در خون

اگر ماهی سهیل‌آسا برون آید چنین آید

به صیت حسن اول دل برد آنگه نماید رو

چو صیادی که دام افکنده صیدی را ز زین آید

ز رفتارش تن و جان در بلا وین طرفه کز بالا

بر آن رفتار از جان آفرین صد آفرین آید

به عزم سیر بام از قصر می‌خواهم برون آئی

چو خورشید جهان آرا که بر چرخ برین آید

بتی گفتند خواهد گشت در آخر زمان پیدا

کزو صد چشم زخم دیگرت در کار دین آید

اگر این است آن بت محتشم با خود مقرر کن

کزو صد زخم بر دل از نگاه اولین آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۷به مرگ کوه کن کَز وِی المها یاد می‌آید
  2. شمارهٔ ۲۷۸با وجود آن که پیوند آن پری از من برید
  3. شمارهٔ ۲۷۹عرق از برگ گل انگیختنش را نگرید
  4. شمارهٔ ۲۸۰قاصد رساند مژده که جانان ما رسید
  5. شمارهٔ ۲۸۱سرو خرامان من طره پریشان رسید
  6. شمارهٔ ۲۸۲ز خواب دیده گشاد و ز رخ نقاب کشید
  7. شمارهٔ ۲۸۳زاهدان منع ز دیر و می نابم مکنید
  8. شمارهٔ ۲۸۴خبر از رفتن آن سرو روانم مدهید
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.