پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۴

خبر از رفتن آن سرو روانم مدهید

بیخودم من خبر از رفتن جانم مدهید

یا مجوئید نشان از من سرگشته دگر

یا به آن راه که او رفته نشانم مدهید

ترسم افتد ز زبانم به تر و خشک آتش

نام آن سرو خدا را به زبانم مدهید

بعد ازین بودن من موجب بدنامی اوست

خون من گرم بریزید و امانم مدهید

من که از حسرت آن حور به تنگم ز جهان

به جز از مژده رفتن ز جهانم مدهید

من که چون نی همه دردم بروید از سر من

خویش را دردسر از آه و فغانم مدهید

پهلوی محتشم چون فکند خواب اجل

خواب گه جز ز سر کوی فلانم مدهید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۶ای زهر خندهٔ تو چو شهد و شکر لذیذ
  2. شمارهٔ ۲۸۷ای شربت جفای تو هم تلخ و هم لذیذ
  3. شمارهٔ ۲۸۸بس که چون باران نیسان ای سحاب خوش مطر
  4. شمارهٔ ۲۸۹بر مه روی تو خط مشگ بار
  5. شمارهٔ ۲۹۰چنین که من ز تو خود را نموده‌ام بیزار
  6. شمارهٔ ۲۹۱تا شده ای گل به تو اغیار یار
  7. شمارهٔ ۲۹۲زهی ز سلطنتت روزگار منت دار
  8. شمارهٔ ۲۹۳افکنده ره به کلبهٔ درویش خاکسار
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.