پرش به محتوای اصلی
محتشم کاشانی محتشم کاشانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۲

زهی ز سلطنتت روزگار منت دار

شکار کرده خلقت دل صغار و کبار

جدار بزم تو را مهر گشته حاشیه پوش

سوار عزم تو را چرخ گشته غاشیه‌دار

قضا ز لطف تو بر سائلان عطیه‌فشان

قدر ز قهر تو بر ظالمان بلیه نگار

ز پیچ نوبت عدل بلند طنطنه‌ات

فتاده غلغله در هفت گنبد دوار

هنوز منت ازین سو بود اگر تا حشر

خلایق دو جهان جان کنند بر تو نثار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۴پیشت از سهوی که کردم ای خدیو کامکار
  2. شمارهٔ ۲۹۵تا به سر منزل چشمم کنی ای سرو گذار
  3. شمارهٔ ۲۹۶زین بیشتر رکاب ستم سر گران مدار
  4. شمارهٔ ۲۹۷ای طور تو را جهان خریدار
  5. شمارهٔ ۲۹۸دانم اگر از دلبری قانع به جانی ای پسر
  6. شمارهٔ ۲۹۹دور از تو خاک ره ز جنون می‌کنم به سر
  7. شمارهٔ ۳۰۰شطرنج صحبت من و آن مایهٔ سرور
  8. شمارهٔ ۳۰۱عشق کهن به کوی تو می‌آردم هنوز
همه‌ی غزلیات ←

محتشم کاشانی درباره‌ی محتشم کاشانی

کمال‌الدین علی محتشم کاشانی شاعر ایرانی عهد صفویه و معاصر با شاه طهماسب اول است. وی در سال ۹۰۵ هجری قمری در کاشان زاده شد و بیشتر دوران زندگی خود را در این شهر گذراند. نام پدرش خواجه میراحمد بود. کمال‌الدین در نوجوانی به مطالعهٔ علوم دینی و ادبی معمول زمان خود پرداخت. معروفترین اثر وی دوازده بند مرثیه‌ای است که در شرح...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.